تا حالا شده یکی ازت انگلیسی سؤال بپرسه و یهو هیچی یادت نیاد! کلمهای که مطمئن بودی بلدی یادت نمیاد، گرامری که چند بار خوندی از ذهنت میپره و حتی نمیدونی جملهات رو با چی شروع کنی. بعد که مکالمه تموم میشه، تازه جواب درست میاد توی ذهنت و با خودت میگی: «آخه من که اینو بلد بودم! پس چرا همون موقع نتونستم بگم؟»
اگر این اتفاق برات آشناست، نگران نباش. این یکی از تجربههای خیلی رایج بین زبانآموزهاست. اما چرا این اتفاق میافته؟

بلد بودن با تونستن فرق داره
ممکنه کلی لغت بلد باشی، گرامرهای مختلف رو خونده باشی و حتی وقتی یک جمله انگلیسی میبینی، بهراحتی متوجهش بشی. اما وقتی نوبت به صحبت کردن میرسه، داستان فرق میکنه. چون در Speaking باید همهچیز رو خیلی سریع کنار هم بذاری؛ کلمه مناسب رو پیدا کنی، ساختار جمله رو انتخاب کنی و همزمان به چیزی که میخوای بگی هم فکر کنی.برای همین ممکنه کلمهای که در یک کتاب خیلی راحت میشناسی، وسط مکالمه اصلاً یادت نیاد. مشکل این نیست که آن کلمه رو بلد نیستی؛ مشکل اینه که هنوز برای استفاده سریع ازش تمرین نکردی.

ترجمه کردن توی ذهن، مکالمه رو کند میکنه
یکی دیگه از دلایلی که باعث میشه موقع صحبت کردن قفل کنیم، ترجمه کردن جملهها از فارسی به انگلیسیه. مثلاً میخوای بگی «دیروز خیلی خسته بودم». اول جمله فارسی توی ذهنت ساخته میشه، بعد شروع میکنی دنبال کلمات انگلیسی گشتن و در نهایت میخوای گرامر درست رو هم انتخاب کنی.طبیعیه که با این روش مکالمه سخت و کند بشه. قرار نیست یکشبه ترجمه ذهنی رو کنار بذاری. اما هرچقدر بیشتر عبارتها و جملههای انگلیسی رو در موقعیتهای مختلف تمرین کنی، مغزت کمکم سریعتر به ساختارهای انگلیسی دسترسی پیدا میکنه.

فقط لغت حفظ نکن!
فرض کن کلمه offer رو یاد گرفتی و میدونی یعنی «پیشنهاد دادن». اگر فقط معنی کلمه رو حفظ کنی، ممکنه چند روز دیگه یادت بمونه، اما موقع صحبت کردن باز هم ندونی چطور ازش استفاده کنی.بهتره همون کلمه رو وارد جمله کنی و باهاش چند جمله مختلف بسازی. مثلاً درباره خودت، دوستت یا اتفاقی که همین امروز برات افتاده. اینطوری کلمه فقط یک معنی داخل ذهنت نیست؛ تبدیل میشه به چیزی که واقعاً میتونی ازش استفاده کنی.برای Speaking، استفاده از لغت مهمتر از فقط حفظ کردنش هست.
از جملههای ساده شروع کن
خیلیها فکر میکنن اگر بخوان Speaking خوبی داشته باشن، باید از همون اول جملههای طولانی و حرفهای بسازن. همین موضوع باعث میشه موقع حرف زدن بیشتر استرس بگیرن. در حالی که میتونی خیلی ساده شروع کنی. مثلاً درباره روزت بگو: «امروز ساعت هشت بیدار شدم. صبحانه خوردم. رفتم سر کار. عصر برگشتم خونه.» همین چند جمله ساده رو چند بار با صدای بلند بگو. بعد کمکم یک دلیل، توضیح یا نظر بهشون اضافه کن.هدف این نیست که از همان اول بدون اشتباه صحبت کنی. هدف اینه که مغزت کمکم به استفاده از انگلیسی عادت کنه.اگر پایه زبانت ضعیفه، از اینجا شروع کن. گاهی مشکل Speaking واقعاً از اینه که زبانآموز هنوز پایه خوبی نداره. مثلاً نمیدونه کجا باید do بیاد، چه زمانی از did استفاده کنه، چطور سؤال بسازه یا چطور یک جمله ساده رو درست کنه.در این شرایط، فقط تمرین مکالمه کافی نیست و بهتره اول پایه زبان رو منظمتر یاد بگیری.
اگر در این مرحله هستی، دوره مبتدی YEnglishTube میتونه نقطه شروع مناسبی باشه؛ چون به جای اینکه گرامر و لغت رو پراکنده و جدا از هم یاد بگیری، پایه زبانت رو قدمبهقدم میسازی.اما اگر پایه زبانت رو تا حدی بلدی و مشکل اصلیت اینه که میفهمی ولی نمیتونی راحت صحبت کنی، بهتره تمرکز بیشتری روی مکالمه داشته باشی. در این شرایط، دوره مکالمه مبتدی YEnglishTube میتونه کمک کنه تا دانستههات رو بیشتر وارد صحبت کردن کنی و کمکم از جوابهای کوتاه به مکالمه واقعی برسی.
جمعبندی
اگر موقع انگلیسی حرف زدن مغزت خالی میشه، لزوماً مشکل از کمبود لغت یا گرامر نیست. خیلی وقتها چیزی که یاد گرفتیم هنوز به مهارت قابل استفاده تبدیل نشده.
پس در کنار یادگیری لغت و گرامر، باید جملهسازی، بلند صحبت کردن و جواب دادن به سؤالهای واقعی رو هم تمرین کنیم. از جملههای ساده شروع کنیم و کمکم جلو بریم.
و مهمتر از همه، منتظر نباش تا انگلیسیات کامل بشه و بعد شروع به صحبت کردن کنی؛ بخشی از انگلیسی رو دقیقاً با صحبت کردن یاد میگیری.